تبليغاتX
شعر وطنز
شعر بی مانند
حافظا جام شقایق به تو ارزان ندهم

نصف شب بوسهء ارزان به رندان ندهم

تو اگر طالب فیضی سحر خیز مباش

زنده دار شب که جام را به هر جان ندهم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 11:35  توسط محمد ا خ ب ب  | 

زندگی کیمیای جانم را نمیخواهد ولی

در علاج حل  مشکل جان را کیمیا کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 11:31  توسط محمد ا خ ب ب  | 

شمع را گفتم: چرا نورت کم است؟

با لبخند گفت"امان از دست ادیسون"

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 9:50  توسط محمد ا خ ب ب  | 

به درخت گفتم چقدر وامیستی؟

بالبخند گفت :تکیه کن  تا ده سال بعد مرگم.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 9:44  توسط محمد ا خ ب ب  | 

می دانم، من نمی توانم مثل یک مادر احساس کنم و یک مادر را درک کنم اما عدم وجود مادرم را همیشه احساس میکنم.

مادر جان روز تان مبارک!

مادر عزیزم می دانم شما از این پدیده
(اینترنت و وبلاگ)هیچ نمی دانید اما زندگی ما نسل جوان به این تارهای عنکبوت گیر مانده و من هم از لا بابه لای این تار ها روز مادر را به شما تبریک عرض می کنم.

کاش در کابل می بودی و می دیدی پسرت را که چگونه تنهاست  و چگونه برای نبود شما اشک می ریزد مادر جان به دادم برس!

وقتی بابا فوت کرد همه ی بود و نبودم تو بودی حال که من اینجا و شما آنجا هستی من تنهایی را با تمام وجودم درک می کنم و آنگاه ست که دوباره کمبود مادر را احساس می کنم  و دوباره اشک می ریزم. و اشک می ریزم

مادر دوستت دارم مادر برایت می میرم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 9:58  توسط محمد ا خ ب ب  | 

در شرایط کنونی توجه جامعه جهانی نسبت  به افغانستان کم رنگ تر میشود پاکستان مورد توجه جامعه جهانی قرار گرفته  است .

این در حالی است که تمام متنفذین پشتون برای کسب قدرت راهی امریکا هستند و بعد از سفر های شان مستقیم وارد قبایل شان می شوند و در رابط با آینده مملکت تصمصیم می گیرند.

این خاتمه ی  کار نیست سفیران افغانستان (پشتون تلاش  و اسرار دارند تا جامعه ی  جهانی تغییر راه بردی در کارشان علیه دهشت افگنان بدهند که همان قدرت دادن مجدد  به پشتون های افراطی است .

معلوم نیست که  آی اس آی در خدمت طالبان  است یا طالبان در خدمت آی اس آی.

به هر دو صورت

۱ عدم توجه جامعه جهانی به افغانستان

۲ تییر راه بردی جامعه جهانی در افغانستان

به سود هیچ افغان نخواهد بود.

در مورد انتخابات هم بهترین گزینه کسی است که به قانون اساسی ایمان داشته باشد.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 19:27  توسط محمد ا خ ب ب  | 

بنا به روایتی در همان سالی که برادر بزرگم از کابل برای جهاد علیه قشون سرخ به مقصد دهمان رفته بود. من متولد شدم.در این روایت تاریخ تولدم  دهم حوت است.

پس مبارکم باد.

و به شما عزیز نیز تبریک میگم!

تحفه (کادو)هام به گفته خودما خشکه حساب کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 11:7  توسط محمد ا خ ب ب  | 

چله ی بزرگ تمام شد تازه کابل عروس گردید و لباس سفید بر تن کرد همه جا سفید می زند.

سیمای شهر به کلی تغییر کرده شهر  خاکی به شهر سفید تبدیل گشته است.

اما این سفید برای شهروندان این شهر زیاد خوشایند نیست زیرا بزودی این عروس لباس سفیدش را میکند و از زیر دامنش جوی های لای و گل به سراسر شهر سرا زیر می شود.

و این چنین شادی زود گذر جایش را به آه وناله و نفرین میدهد.

"وای از دست این گل ولای"

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 12:31  توسط محمد ا خ ب ب  | 

 

یک وقتی به همه کسانی که وبلاگشان را آپدت نمی کرد خرده  می گرفتم و با خود میگفتم عجب .

شاید این بی مسلکی باشد که وبلاگت را رها کرده و مدت ها در آن چیزی ننویسی.آن بی مسلکی که پندار آن زمانم بود به سراغم آمد.

 مشغله کاری ،مساعد نبودن وضعیت مالی و مخصوصا تنبلی باعث شدکه خودم نیز مشمول همان بی مسلکان پندار خودم گردم .

بناُ دیری بود که چیزی در این پنجره  نو نمی شد و علت های دیگیر نیز داشت .

هر آنگاهی که قصد  آپدت کردن وبلاگم را میکردم ترس وشرم مثل دو دهانه ی قیچی مرا بازمی داشت.

ترس از اینکه مبادا چیزی بنویسم که به دماغ دولت بر بخورد و مرا تبعد کند و...شرم از اینکه مباداچیزی بنویسم که همه به من بخندن.

حال که وضعیت اقتصادی هم با ننوشتن خوب نشد و دولت هم سخت گیر تر گردیده است شرایط نوشتن هموار تر است.

من نهایت سعی یم را  می کنم که این حصار ها را بشکنم وبنویسم

"خدا دوستت دارم "

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 21:30  توسط محمد ا خ ب ب  | 

دومین بار است که دارم تبریکی پست میکنم  به هر حال وبلاگ ها یی را که میرزند باید حمایت کرد نه مثل بعضی ها... 

 

قسمت اول                                                   م ا خ ب ب

بعدازآنکه سايه سر امريکادر سال1357  از سر ايران کم شد. دست خير از آستين شوروي سابق برای نجات افغان ها بیرون آمد.  ارتش سرخ شوروری عرصه را بازتر ديد و در افغانستان يکه تازي های زیادی  نمود. و اما ايران(سیاست مداران اسلام نمای بعد انقلاب) در

قدم اول: شعار( نه شرقي ونه غربي جمهوري اسلامي)راسر  لوحه ی کارشان قراردادند و نمی خواستند که این شعار دموده(قدیمی) شود شروع به کمک به برادران ديني مجاهد افغاني خودکردند. اسلحه هاي قديمي زمان شاه و غنايم نيمه منحدم شده ی عراقي را به پولهاي بسيارکلان براي مجاهدين افغانستان فروختند.  در

 قدم دوم از مردم افغانستان با شعار( اسلام مرزندارد)آيت ا...خمينی دعوت به جهاد عليه استکبار جهاني در جنگ عليه عراق کرد و عده ي زيادي از افغانها را در اين راه تلف کردند که حتی نامی از آنها در هیچ جای برده نمی شود. در

قدم سوم براي بقاي انقلاب خودشان چند گام مهم نيز برداشتند ازجمله تاسيس تعداد زیادی از احزاب سیاسی اما نفاق افگن تحت عنوان قوم و مذهب در افغانستان و صادر کردن انقلاب شان به آنسوي مرز ها. وقتي سيل از مهاجرين وارد ايران شدند. ايران خوب در يافت که به تمام اهدافش(به جان هم انداختن افغانها )را توسط عده ي اندکی از خواص (بی خاصیت)مهاجرین ميتوانند برسند و بقيه را اضافه بار ميدانستند با استفاده ی بهينه برای آبادانی ايران پس از جنگ بقيه را بسوي کانال  هاي فاضلابْ مترو و برج های  آسمان خراش  سوق دادند.وبراي همان کارهای سخت هم چنان فخر بر مهاجرين مي فروخت که ... و فخر ديگري نيز براي جامعه ي جهاني و سازمان ملل به دالر امريکاي سالانه ميفروخت. که ا خيرا شش ماهه اش کرده اند. از طرف ديگر در زمان جنگ ايران وعراق تبليغات زيادي مبني برافزودن سربازان اسلام وزياد بچه دارشدن ايرانیها انجام داده بودند که بعد ازجنگ با جمعيت زيادي روبرو شدند که نياز به فضاي شغلي و تحصيلي داشتند و دولت ايران در

قدم چهارم مدارس ودانشگا ها را از وجود برادران ديني افغانی ديروز خود با بخشنامه های آنچنانی پاکرده و همه ی آنها را به کوره هاي آجر پزي و سنگبري ها هدايت کردند. زيرا اين ننرماماني (نازدانه)هاي خودشان ارزه(توانایی) کارهاي سخت وطاقت فرسا  با مزد اندک که مهاجرين ميکردند را  نداشتند. ومملکت نيز نياز زياد به مواد ساختمانی داشت.  و آن چهار تا جوجه ماشيني(ملا ها بدل) تربيت شده ي دست خودرا با چند قوماندان ساختگي به افغانستان فرستاد و از نظر اعتقادي هم به حدي روی انها کار کرده بودند که براي يک عکس آيت ا... خميني  به دو قسم آدم کشته مي شد و خانه آتش ميگرفت اول براي بدست آوردنش دوم براي داشتن آن.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 8:33  توسط محمد ا خ ب ب  |