با سلام! از تمام ایرانی ها می خواهم که واژه"سه هزار ملیارد" را به تاریخ گره بزنند و وارد ادبیات رسمی و عرفی و گویش عامیانه کنند درهر تیتر روزنامه واخبار بچسپانند. برای عدم این کار هیچ علتی نمی نماید، هر ایرانی باید از به تحقق رسیدن این کار دریغ نورزد.نظام و چی و کی مهم نیست اما ماهیت این کار(اختلاس"سه هزار ملیاردی") و به تاریخ گره زدن این واژه واجب عینی و کفایی برای هر ایرانی است. ایرانیان خود دانند.
برای شیر فهم کردن موضوع چند مثال خدمت همه دوستداران عدالت تقدیم است.
من شما را "سه هزار ملیارد" دوست دارم.
"سه هزار ملیارد" قسمتان می دهم. (که مواظب بیت المال باشین)
از شما های که برای عدالت زحمت می کشید "سه هزار ملیارد" تشکر.
"سه هزار ملیارد" لعنت بر این اختلاس گران.
"سه هزار ملیارد" رای بدهید.
"سه هزار ملیارد" قربونتون برم.
"سه هزار ملیارد" دستتون درد نکنه.
"سه هزار ملیارد" مر30.
باشه عزیزم خودمه با"سه هزار ملیارد" سرعت می رسانم.
"سه هزار ملیارد" دقت کنید. (تا کسی این جوری جیب تان را خالی نکند.)
دیشب تو پارتی "سه هزار ملیارد" گفتیم و "سه هزار ملیارد" خندیدیم.
سخن آخر: این طرح را باذکر نام طراح اجراء و هر که در این امر خیر شرکت کند خدای مهربان "سه هزار ملیارد" اجرش دهد.بدرورد
ابراهیم خلیل زاد
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 3:6  توسط محمد ابراهیم خلیل نژاد
|
ایمل نایب زاده دوست خوب و مهربانم در صفحه فیس بوکش از دل آزاری کسی در قالبی شعری نالیده بود که از آن چهار بیتی همین یادم است وبس:
یار من دل آزار است پشت گپ چی می گردی؟
در تکمله آن نگاشتم:
گرکند دل آزاری مهربانی اعطا کن
دلبران را این کار است پشت گپ چی می گردی
حضرت احسان جان قانع از دوری و بیخبری ازمن شکوه کرد و من درد غربت را نثارش کردم تا اونوشت:
با اجازه حضرت حافظ
الغیاث از هجر یاران الغیاث
الغیاث از جور خوبان الغیاث
به جواب قانع بنوشتم:
قانع صاحب شکسته نفسی می فرمایید ما خیلی وقت است که در لیست سیاهیم خوبان کجا من کجا؟
او نگاشت:
گفتم تو خوب و ماهی آیا بود نگاهی
گفتا تو باوفایی اما در لیست سیاه ای
و من مجبور شدم بنگارم:
گفتم در رفاقت هرگز رقیب نداری
گفتا مکن رفیقی این راهست دو راهی
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 5:37  توسط محمد ابراهیم خلیل نژاد
|
دل نبشته 5
در جواب احساس طاحا داوودی که نوشته بود:
بعد از این من و سکوت، گریه آخرین گله است
«بودن و نبودنت1» ـ این تمام مسأله ـ است
باز با کرشمهای میکنی مرا خراب
من بنای کهنهام، خندة تو زلزله است
عمر رفت و جای آن چند قطعه شعرماند
... شکوهای نمیکنم زندگی معامله است
با قصیدة دلم سالها ستودمت
شاه من! مرا ببوس! وقت دادن صله است
نیستم مساوی و دلخور از تو نیستم
«دو» و «دو» «چهار» نیست، عشق نامعادله است
بعد از این من و سکوت بعد از این من و فراق
مشکل همیشگی! چارة تو فاصله است
نوشتم:
خواندم آن دو بیت را، زندگی معامله است
تا به دل ستودمی بین ما فاصله است
من اسیر در آن دلم کی توانم بو سه ای
گر رها کنی اسیر معنی آن صله است
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور 1390ساعت 5:20  توسط محمد ابراهیم خلیل نژاد
|
حافظا جام شقایق به تو ارزان ندهم
نصف شب بوسهء ارزان به رندان ندهم
تو اگر طالب فیضی سحر خیز مباش
زنده دار شب که جام را به هر جان ندهم
+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 11:35  توسط محمد ابراهیم خلیل نژاد
|
زندگی کیمیای جانم را نمیخواهد ولی
در علاج حل مشکل جان را کیمیا کنم
+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 11:31  توسط محمد ابراهیم خلیل نژاد
|
شمع را گفتم: چرا نورت کم است؟
با لبخند گفت"امان از دست ادیسون"
+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 9:50  توسط محمد ابراهیم خلیل نژاد
|
به درخت گفتم چقدر وامیستی؟
بالبخند گفت :تکیه کن تا ده سال بعد مرگم.
+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 9:44  توسط محمد ابراهیم خلیل نژاد
|
می دانم، من نمی توانم مثل یک مادر احساس کنم و یک مادر را درک کنم اما عدم وجود مادرم را همیشه احساس میکنم.
مادر جان روز تان مبارک!
مادر عزیزم می دانم شما از این پدیده
(اینترنت و وبلاگ)هیچ نمی دانید اما زندگی ما نسل جوان به این تارهای عنکبوت گیر مانده و من هم از لا بابه لای این تار ها روز مادر را به شما تبریک عرض می کنم.
کاش در کابل می بودی و می دیدی پسرت را که چگونه تنهاست و چگونه برای نبود شما اشک می ریزد مادر جان به دادم برس!
وقتی بابا فوت کرد همه ی بود و نبودم تو بودی حال که من اینجا و شما آنجا هستی من تنهایی را با تمام وجودم درک می کنم و آنگاه ست که دوباره کمبود مادر را احساس می کنم و دوباره اشک می ریزم. و اشک می ریزم
مادر دوستت دارم مادر برایت می میرم
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 9:58  توسط محمد ابراهیم خلیل نژاد
|
در شرایط کنونی توجه جامعه جهانی نسبت به افغانستان کم رنگ تر میشود پاکستان مورد توجه جامعه جهانی قرار گرفته است .
این در حالی است که تمام متنفذین پشتون برای کسب قدرت راهی امریکا هستند و بعد از سفر های شان مستقیم وارد قبایل شان می شوند و در رابط با آینده مملکت تصمصیم می گیرند.
این خاتمه ی کار نیست سفیران افغانستان (پشتون تلاش و اسرار دارند تا جامعه ی جهانی تغییر راه بردی در کارشان علیه دهشت افگنان بدهند که همان قدرت دادن مجدد به پشتون های افراطی است .
معلوم نیست که آی اس آی در خدمت طالبان است یا طالبان در خدمت آی اس آی.
به هر دو صورت
۱ عدم توجه جامعه جهانی به افغانستان
۲ تییر راه بردی جامعه جهانی در افغانستان
به سود هیچ افغان نخواهد بود.
در مورد انتخابات هم بهترین گزینه کسی است که به قانون اساسی ایمان داشته باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 19:27  توسط محمد ابراهیم خلیل نژاد
|
بنا به روایتی در همان سالی که برادر بزرگم از کابل برای جهاد علیه قشون سرخ به مقصد دهمان رفته بود. من متولد شدم.در این روایت تاریخ تولدم دهم حوت است.
پس مبارکم باد.
و به شما عزیز نیز تبریک میگم!

تحفه (کادو)هام به گفته خودما خشکه حساب کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 11:7  توسط محمد ابراهیم خلیل نژاد
|